در پاسخ به اين پرسش که فروع ومسايل گوناگون اخلاقي را ميشود به اصول کلي چند باز گرداند و يا چنين چيزي امکان پذير نيست و بر فرض امکان، آن اصول چيستند و کدامند؟ از ديدگاههاي مختلف ميتوان ياد کرد. برخي بر آنند که فروع و افعال اخلاقي به قدري گوناگون و متنوع است که امکان بازگرداندن آنها به اصول معدود و معين ميسر نيست. شمار ديگر از مکاتب و عالمان اخلاقي نيز کوشيدهاند براي مسائل اخلاقي اصولي را مشخص کنند که به تبيين شماري از مهمترين آن ديدگاهها ميپردازيم.
پارهاي از فيلسوفان يوناني، فضايل اخلاقي را به چهار اصل بر ميگردانند.
1. حکمت
2. عفت
3. شجاعت
4. عدالت
بنياد گذار اين مکتب سقراط، فيلسوف يوناني است. او معتقد بود، فضيلت مساوي با دانش و حکمت است. آگاهي بر اين که از چه چيزي بايد ترسيد و از چه چيزي نبايد ترسيد، شجاعت است؛ يعني ملکه و صفت شجاعت را در نفس پديد ميآورد.
آگاهي به آرزوها و تمناهاي نفساني و شناخت ان چه با طبع و نفس آدمي سازگار است، عفت خوانده ميشود.
آگاهي به قواعد و چگونگي روابط بايسته و نبايسته مردم نسبت به يکديگر، عدالت ناميده ميشود.
علم و آگاهي ويژه اي که دارنده آن افزون بر آگاهي و کارداني قدرت تشخيص حق و کاربرد دانش خود در مسير حق و عدالت را داشته باشد، حکمت گفته ميشود.
بدين ترتيب علم، عام و حکمت خاصتر از آن است؛ زيرا علم را ميشود در راه صحيح و درست و نيز راه نادرست به کار برد، اما حکمت عبارت است از دانشي که در راه صحيح به کار برده شود.
چکيده ديدگاه واصول اخلاقي سقراطي را بدينگونه بيان کردهاند:
«انسان جوياي خوشي وسعادت است وجزاين تکليفي ندارد؛ اما خوشي با استيفاي لذات وشهوات به دست نميآيد؛ بلکه به وسيله جلوگيري ازخواهشهاي نفساني بهتر ميسر ميگردد و سعادت افراد در ضمن سعادت جماعت است و بنابراين سعادت هرکس در اين است که وظايف خود را نسبت به ديگران انجام دهد و چون نيکوکاري بسته به تشخيص نيک و بد، يعني دانايي است بالاخره فضيلت به طور مطلق جز دانش و حکمت چيزي نيست. اما دانش چون در مورد ترس و بيباکي، يعني علم بر اينکه از چه بايد ترسيد و از چه نبايد ترسيد ملحوظ شود، شجاعت است و چون در رعايت مقتضيات نفساني به کار رود عفت خوانده ميشود و هرگاه علم به قواعدي که حاکم بر روابط مردم بر يکديگر ميباشد منظور گردد، عدالت است. و اگر وظايف انسان نسبت به خالق در نظرگرفته شود دينداري و خداپرستي است و اين فضايل پنجگانه يعني حکمت و شجاعت و عفت و عدالت و خداپرستي اصول اولي اخلاق سقراطي بوده است.»(1)
بسياري از انديشمندان مسلمان اين نظريه اخلاقي را پذيرفته و آيات و رواياتي در تأييد و تثبيت آن سراغ گرفته و با ارائه توضيحات و استدلالهايي از آن دفاع کردهاند. از جمله استدلالهاي عالمان مسلمان در اثبات اين نظريه آن است که ميگويند؛ نفس انسان داراي سه نيرو و قوه است:
1. قوهي اداراک و تشخيص حقايق (حکمت)؛
2. قوه جلب منفعت (شهوت)؛
3. قوه رفع ضرر (غضب)؛
4. قوه عدالت. به اين معنا که اگر قوه غضبيه و شهويه انسان تحت فرمان قوه مدرکه (که خوب و بد را تشخيص ميدهد) در آيد عدالت حاصل ميشود.
چنان که حالت اعتدال هر يک از قواي سه گانه اگر نسبت به خود آنان در نظر گرفته شود به ترتيب:
1. حکمت، 2. عفت، 3. شجاعت ناميده ميشود.
شماري از انديشه گران مسلمان بر اين باورند که تقسيم فضايل به چهار اصل ياد شده «ريشه اسلامي مسلمي ندارد بلکه نتيجه الهامهايي است که دانشمندان اسلامي از کلمات حکماي يوناني گرفته و آن را تکميل کرده اند.»(2)
آنان باور دارند که استدلال به نصوص روايي نيز نادرست است؛ زيرا رواياتي که براي اثبات اين نظريه به آنان استدلال شده است، گذشته از اين که مطابقت کامل با اين ديدگاه ندارند از نظر سند نيز دچار ضعف اند.(3)
گذشته از اين، ديدگاه سقراط دچار ضعفها و کاستيهايي است از جمله:
1. جامع نبودن: پارهاي ازصفات نفساني چون حسن ظن که قطعاً از فضايل است تحت هيچ يک از اصول پيش گفته سقراطي، جاي نميگيرد؛ زيرا اگر بنا باشد در حوزهي يکي از آن چهار اصل قرار بگيرد بايد زير مجموعه حکمت باشد در حالي که چنين نيست؛ زيرا حکمت يعني تشخيص صحيح واقعيات و اين غير از ظن است به ويژه اگر فرض کنيم قرائن ظني بر صدور گناه از کسي وجود دارد ولي شخصي صاحب ملکه حسن ظن آن قراين را ناديده ميگيرد؛ يعني کاري برخلاف حکمت انجام ميدهد. همچنين صبر در مصائب و شکر در برابر نعمتها از فضايل به شمار ميرود با اين که تحت قلمرو هيچ يک از اصول چهارگانه نميگنجد.
2. تفاوت حکمت و اخلاق: حکمت را جزء يکي از اصول اخلاقي شمردن صحيح نيست؛ زيرا اخلاق مربوط به عواطف، غرايز و احساسات و ملکات نفس است نه ادراکات عقلي، به ديگر سخن، اخلاق، کيفيتي است عارض بر اميال و غرائز، حال آن که قوه عقلاني راهنمايي اين غرايز است و اداراک کنندهي آنها.
3. پسنديده نبودن هميشگي حد وسط: بر پايه ديدگاه سقراطي، فضايل اخلاقي هماره با حد وسط، ميانهروي و پرهيز از افراط و تفريط است، حال آن که حکمت و قوه عقليه هرچه بيشتر باشد بهتر است. از همين سبب به رسول خدا(ص) عقل کل گفته ميشود. و غير از رسول خدا نيز هرکس که عقل افزونتر داشته باشد، بر سايرين برتري دارد، بر همين اساس بايد گفت:
اين که مرحله افراط قوه عقليه را «جربزه» دانستهاند، نادرست است؛ زيرا جربزه از زيادي عقل و ادراک بر نميخيزد؛ بل ناشي از نوع کجروي، اشتباه و اغراق در مسايل است که بر اثر عجله در قضاوت يا مانند آن پيش ميآيد.
چنان که درباره «عدالت» اگر انظلام را جانب افراط آن بدانيم درست نمينمايد؛ زيرا انظلام هرگز از عدالت نيست؛ بل از مقوله ديگر است.(4)
2. ديدگاه ديگر درباره اصول اخلاقي به ويژه اصول اخلاقي ديني و قرآني اين است که مسايل اخلاقي به يکي از چهار محور زير بر ميگردد:
1. مسايل اخلاقي که به شيوه و نحوه ارتباط مخلوق با خالق بر ميگردد، مانند: شکر، خضوع، رضا، تسليم و...
2. مسايل اخلاقي که به شيوه و نحوه ارتباط دروني خلق با يکديگر بر ميگردد مانند: تواضع، فروتني، ايثار، محبت، خوش رويي، همدردي، همدلي و...
3. مسايل اخلاقي که به شيوه و نحوه ارتباط فرد، با خويشتن وي بر ميگردد. مانند: تزکيه قلب از حسد، کينه، حرص و طمع، بخل، صبر و شکيبايي و...
4. مسايل اخلاقي که به شيوه و نحوه ارتباط انسان با جهان طبيعت بر ميگردد. مانند: پرهيز از اسراف و تبذير، حفظ طبيعت، اعمار زمين، حفظ محيط زيست و...
رهيافت به اين اصول و مطابق با دستهبندي ياد شده با در نظر داشت سبک بياني قرآن به طور يکجاي و منسجم ميسر نيست؛ زيرا اين مسايل نه به صورت سيستماتيک و منسجم در يک جا، بل به صورت پراکنده و در آيات و سورههاي مختلف آمده است. اما با يک نظر کلي و مجموعي به تمام آنچه درباره اخلاق و در قرآن کريم آمده است ميشود اين اصول را استنباط کرد و فهميد.(5)
3. در تقسيمبندي ديگر، مسايل و فروع اخلاقي در ديدگاه قرآني به پنج محور و اصل قابل بازگشت است:
1. اخلاق فردي؛
2. اخلاق خانوادگي؛
3. اخلاق اجتماعي؛
4. اخلاق دولتي؛
5. اخلاق ديني.
فروع اخلاق فردي، خانوادگي، اجتماعي، دولتي و ديني و آياتي را که به هر يک از اين فروع اشاره دارند بدين صورت ميتوان فهرست کرد.(6)
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
علم آموزي (عمومي) |
نحل/ 43؛ انبياء/7 |
|
2 |
آموزش اخلاقي |
توبه/122 |
|
3 |
تهذيب اخلاقي |
توبه/108؛ بلد/11ـ17؛ عنکبوت/69؛ محمد/17؛ ليل/4ـ10 |
|
4 |
طهارت نفس |
شمس/9ـ10؛ شعراء/87ـ89؛ ق/31ـ33 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
5 |
استقامت |
فصلت/6؛ هود/112 |
|
6 |
عفت |
نور/30ـ31،33،60؛ مؤمنون/1ـ7؛ احزاب/32ـ33 |
|
7 |
مخالفت با هواي نفس |
نازعات/40ـ41؛ ص/26؛ نساء/135 |
|
8 |
امتناع از شهوت خرج و شکم |
بقره/183ـ185، 187و222 |
|
9 |
فروبردن خشم |
آلعمران/134 |
|
10 |
راستي |
توبه/119؛ احزاب/70؛ زمر/33 |
|
11 |
تواضع و فروتني |
لقمان/19؛ فرقان/63 |
|
12 |
پايبندي به احکام الهي |
حجرات/12و6؛ نساء/94 |
|
13 |
پرهيز از سوء ظن |
اسراء/36 |
|
14 |
صبر و پايداري |
مدثر/7 ؛ نحل/127؛ آلعمران/200؛ بقره/214؛ عنکبوت/1ـ3،10 آلعمران/186؛ بقره/155 |
|
15 |
پيروي از الگوهاي حسنه |
احقاف/35؛ احزاب/21؛ صف/14 |
|
16 |
ميانه روي |
اسراء/110؛ فرقان/67؛ اسراء/29؛ الرحمن/7ـ9 |
|
17 |
عمل صالح |
هود/7؛ کهف/7؛ ملک/2 |
|
18 |
شتاب در کار نيک |
بقره/148؛ مائده/48 |
|
19 |
خوب گوش دادن و پيروي کردن |
زمر/17ـ 18 |
|
20 |
اخلاص نيت |
بقره/272؛ نساء/114 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
خودکشي، ناقص کردن و تغيير دادن عضو |
بقره/195؛ نساء/29؛ روم/30؛ نساء/119 |
|
2 |
دروغ |
حج/30؛ نحل/105 |
|
3 |
نفاق |
بقره/204ـ206 |
|
4 |
تناقض گفتار و رفتار |
بقره/44؛ صف/2ـ3 |
|
5 |
بخل |
حشر/9؛ بقره/268؛ نساء/37 |
|
6 |
اسراف |
اسرار/26ـ27 |
|
7 |
رياء |
نساء/38؛ ماعون/4ـ7 |
|
8 |
خودبيني |
لقمان/18؛ اسرار/37 |
|
9 |
تکبر و عجب |
نحل/23ـ نساء/49؛ نجم/32 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
10 |
تفاخر به علم و قدرت |
کهف/32ـ42؛ قصص/78؛ غافر/83 |
|
11 |
دلبستگي به دنيا |
کهف/28؛ طه/131 |
|
12 |
حسد و طمع |
نساء/54 و 32 |
|
13 |
افسوس |
آلعمران/153؛ حديد/23 |
|
14 |
زنا |
اسرار/32؛ نور/2 |
|
15 |
شرب خمر و اعمال لهو و خبائث |
مائده/90ـ91؛ اعراف/157؛ بقره/173 |
|
16 |
آلودگي اخلاقي جسمي |
توبه/108؛ مدثر/4ـ5 |
|
17 |
کسب و داد وستد حرام |
نساء/29؛ بقره/188و275ـ276؛ نساء/6و10؛ بقره/174؛ نور/33 |
|
18 |
سوء مديريت |
نساء/5 |
مباحات:
استفاده و بهره وري از نعمتهاي حلال (مائده 88-87 / بقره 172 – اعراف 26 – 31-32).
مخالفت از روي اضطرار: خوردن محرمات در حال اضطرار (انعام 119- بقره 173)
بايدهاي مربوط به والدين و اولاد؛
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
احسان به پدرو مادر |
نساء/36؛ اسرار/23ـ24؛ لقمان/14ـ15 |
|
2 |
احترام به زندگي فرزندان |
نساء/151؛ اسرار/31؛ تکوير/8،9و14 |
|
3 |
تربيت اخلاقي فرزندان و خانواده |
احزاب/59؛ تحريم/6 |
الف ـ همسر گزيني:
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
پيوندهاي حرام |
نساء/22ـ24؛ بقره/221؛ نور/3 |
|
2 |
پيوندهاي حلال |
نساء/24ـ25؛ مائده/5 |
|
3 |
خصلتهاي نيک زن |
نساء/34؛ تحريم/5؛ احزاب/28ـ29 |
|
4 |
رضايت زن |
نساء/19؛ بقره/232 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
5 |
مهريه زن |
نساء/4و24؛ مائده/5 |
|
6 |
شرايط چند همسري |
نساء/6 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
رابطه مقدس و محترم |
نساء/1 |
|
2 |
اهداف ازدواج (مودت و رحمت) |
روم/21 |
|
3 |
هدف ازدواج (تکثير نسل) |
بقره/223؛ نحل/72 |
|
4 |
تساوي در حقوق و تکاليف |
بقره/228؛ نساء/34 |
|
5 |
مشورت و همفکري |
بقر/233 |
|
6 |
تعامل انساني |
طلاق/6 |
|
7 |
معاشرت به معروف |
نساء/19و129 |
|
8 |
اصلاح و تفاهم پس از جدايي |
نساء/ 128 |
|
9 |
انتخاب حکم در اختلافات |
نساء/ 35 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
بدترين روش |
بقره/226ـ227 |
|
2 |
عده |
بقره/228 |
|
3 |
نفقه زمان عده |
طلاق/1و6 |
|
4 |
عده غير مدخوله |
احزاب/49 |
|
5 |
پس از عده |
بقره/231ـ232 |
|
6 |
ازدواج پس از عده |
بقره/232 |
|
7 |
غصب امول مطلقه |
نساء/20 |
|
8 |
طلاق بائن |
بقره/229ـ230 |
|
9 |
مهرالمثل |
بقره/236ـ237 |
|
10 |
بذل مال به مطلقه |
بقره/241 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
انفاق به خويشاوندان دور |
روم/38 |
|
2 |
وصيت به خويشاوندان نزديک |
بقره/180 |
|
3 |
عموميت ارث به همه |
نساء/7 |
|
4 |
قانون تقسيم ارث |
نساء/12و176 |
|
5 |
ارث فضل الاهي است و نه حق |
نساء/32 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
|
1 |
کشتن انسان |
انعام/151؛ نساء/2و93؛ مائده/32؛ بقره/178و179 |
|
|
2 |
دزدي |
مائده/38 |
|
|
3 |
غش در معامله |
مطففين/1ـ3 |
|
|
4 |
قرض ربوي |
بقره/278ـ279 |
|
|
5 |
اختلاس |
اعراف/29 |
|
|
6 |
تملک غير مشروع |
نساء/29 |
|
|
7 |
خوردن مال يتيم |
نساء/29 |
|
|
8 |
خيانت در راز و امانت |
انفال/27 |
|
|
9 |
اذيت و آزار بدون سبب |
احزاب/58 |
|
|
10 |
ستمگري |
طه/111؛ شوراي/40؛ فرقان/19 |
|
|
11 |
حمايت از کار بد |
مائده/2 |
|
|
12 |
دفاع از خائن |
نساء/105ـ107 |
|
|
13 |
پيمان شکني |
نحل/91؛ آلعمران/75و77 |
|
|
14 |
مکر و فريب |
نساء/107ـ108 |
|
|
15 |
رشوه دادن |
بقره/188 |
|
|
16 |
شهادت دروغ |
حج/30 |
|
|
17 |
کتمان حق |
بقره/159ـ283 |
|
|
18 |
سخن زشت |
نساء/148ـ149 |
|
|
19 |
نهي کردن از منکرات |
مائده/78ـ79 |
|
|
20 |
برخورد با فقير و يتيم |
ضحي/8 و9 |
|
|
21 |
مسخره کردن |
حجرات/11 |
|
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
|
22 |
تحقير کردن ديگران |
لقمان/18 |
|
|
23 |
تجسس |
حجرات/12 |
|
|
24 |
غيبت و بهتان |
همزه/1؛ حجرات/12؛ مجادله/9 |
|
|
25 |
زود تصديق کردن |
حجرات/6 |
|
|
26 |
مداخله کردن در كار زيانآور |
نساء/85 |
|
|
27 |
تهمت زنا |
نور/4ـ5، 15ـ19 و 24ـ25 |
|
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
|
1 |
اداي امانت |
نساء/58؛ بقره/283 |
|
|
2 |
نوشتن قرارداد در معاملات |
بقره/282ـ283 |
|
|
3 |
وفاي به عهد |
مائده/1؛ اسراء/34؛ بقره/177؛ رعد/3 |
|
|
4 |
اداي شهادت راست |
انعام/152؛ نساء/135 |
|
|
5 |
اصلاح ذات البين |
حجرات/10؛ انفال/1؛ نساء/114 |
|
|
6 |
ميانجيگري |
نساء/85 |
|
|
7 |
دفاع از انسانهاي غير شرير |
نساء/105و 107 |
|
|
8 |
عطوفت و مهرباني متقابل |
فتح/29؛ مائده/54؛ بلد/18ـ17 |
|
|
9 |
احسان (به ويژه براي فقيران) |
بقره/215؛ نساء/36 |
|
|
10 |
سودآور کردن اموال يتيمان |
بقره/220 |
|
|
11 |
آزادي بندگان |
بقره/177؛ بلد/12ـ13 |
|
|
12 |
فراهم کردن زمينه آزادي بردگان |
توبه/60؛ نفوس/33؛ نساء/92؛ مائده/89 |
|
|
13 |
عفو و گذشت |
آلعمران/134؛ شوري/37 |
|
|
14 |
بيتفاوت نماندن در برابر زشتيها |
شوري/39ـ43 |
|
|
15 |
دفع بدي با نيکي |
رعد/22؛ فصلت/34 |
|
|
16 |
امر به معروف و نهي از منکر |
مائده/2؛ آلعمران/10ـ11؛ توبه/122 |
|
|
17 |
نشر علم و دانش |
مائده/67؛ ضحي/10ـ11؛ توبه/122 |
|
|
18 |
کرامت و برادري |
آلعمران/187؛ بقره/159 |
|
|
19 |
برخورد برادرانه و کريمانه |
حشر/9 |
|
|
20 |
دوستي با همه |
آلعمران/119 |
|
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
|
21 |
عدالت، رحمت و احسان |
نحل/90 |
|
|
22 |
تمسک به حق |
بقره/279 |
|
|
23 |
بخشش در حال توانگري |
بقره/237؛ بقره/280 |
|
|
24 |
ايثار در حال نياز |
حشر/9 |
|
|
25 |
ميانه روي در انفاق |
بقره/219 |
|
|
26 |
وجوب انفاق در هر حال |
طلاق/7 |
|
|
27 |
موارد انفاق |
بقره/215و273؛ توبه/60 |
|
|
28 |
هدف انفاق |
بقره/272 و 256؛ انسان/8ـ9؛ ليل/17 |
|
|
29 |
نوع انفاق |
بقره/267؛ آلعمران/92 |
|
|
30 |
انفاق در نهان |
بقره/271 |
|
|
31 |
خوش رفتاري با انفاق شونده |
بقره/262ـ264 و266 |
|
|
32 |
سخاوت |
توبه/103؛ بلد/11ـ16؛ بقره/245؛ منافقون/16ـ10؛ بقره/245؛ حديد/7؛ حشر/9؛ تغابن/16؛ بقره/274؛ بقره/261؛ ذاريات/16و19 |
|
|
33 |
بخل و گردآوري ثروت |
همزه/1ـ4؛ ماعون/1ـ3و7؛ آلعمران/180؛ محمد/38؛ توبه/34ـ35؛ حازق/34ـ30؛ فجر/15ـ20؛ ن/17ـ33 |
|
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
|
1 |
اجازه گرفتن هنگام ورود به ديگري |
همزه/1ـ4؛ ماعون/1ـ3و7؛ آلعمران/180؛ محمد/38؛ توبه/34ـ35؛ حاقه/30ـ34؛ مدثر/44ـ40؛ فجر/20ـ15؛ ن/17ـ33؛ نور/27ـ29و58ـ59 |
|
|
2 |
آهسته سخن گفتن و صدا نکردن بزرگان |
حجرات/2ـ4 |
|
|
3 |
سلام به هنگام ورود |
نور/61 |
|
|
4 |
پاسخ نيکو دادن به سلام |
نساء/86 |
|
|
5 |
نيکو نشستن |
مجادله/11 |
|
|
6 |
گفتگو درباره کارهاي خير |
مجادله/9 |
|
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
|
7 |
خوش زباني |
اسراء/58 |
|
|
8 |
خداحافظي به هنگام خروج |
نور/62 |
|
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
مشورت با مردم |
آلعمران/159 |
|
2 |
اجراي تصميمات نهايي |
آلعمران/159 |
|
3 |
رعايت عدالت |
نساء/58 |
|
4 |
تأمين نظم |
مائده/33ـ34 |
|
5 |
حفظ اموال عمومي |
آلعمران/161 |
|
6 |
توزيع برابر ثروتهاي عمومي |
حشر/7 |
|
7 |
تامين آزادي اقليتهاي مذهبي (در چهارچوب قانون) |
مائده/42ـ48 |
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
رعايت نظم و قانون |
حشر/7 |
|
2 |
پيروي از حکومت |
نساء/59 |
|
3 |
وحدت بر اساس مصالح کلي |
آلعمران/103؛ روم/31ـ32 |
|
4 |
مشورت دهي در مسايل عمومي |
شوري/36ـ38 |
|
5 |
دوري از فسادکاري |
اعراف/56؛ رعد/25؛ بقره/205 |
|
6 |
آمادگي دفاع عمومي |
انفال/60 |
|
7 |
پرهيز از دوستي و ارتباط با دشمنان |
ممتحنه/1،8و9؛ مجادله؛ آلعمران/38 |
|
8 |
مراجعه به نهادهاي رسمي و پرهيز از شايعه پراکني |
نساء/83 |
الف ـ در حالت عادي
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
کوشش براي حسن روابط |
توبه/128 |
|
2 |
دعوت مسالمتآميز به اسلام |
نحل/125؛ عنکبوت/46 |
|
3 |
پرهيز از تحميل ديدگاهها |
بقره/256؛ غاشيه/21ـ22 |
|
4 |
پرهيز از تيره کردن روابط |
انعام/108 |
|
5 |
حسن همجواري |
ـــ |
ب ـ در حالت خصومت و دشمني
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
وفا به پيمانها و ميثاقها |
مائده/1 |
|
2 |
مقابله قاطعانه با خيانت |
انفال/58 |
|
3 |
وفا به شروط |
نحل/91ـ92 |
|
4 |
برادري مقدس انساني |
نساء/1؛ حجرات/13 |
|
5 |
پيشگام نشدن در تجاوز |
مائده/2 |
|
6 |
متارکه جنگ در ماههاي حرام |
توبه/36 |
|
7 |
متارکه جنگ در اماکن مقدس |
بقره/191 |
|
8 |
دفاع از جان |
نساء/91؛ حج/93 |
|
9 |
حمايت از مستضعفين |
نساء/75 |
|
10 |
حدوود و شرايط جنگ |
بقره/190 |
|
11 |
پرهيز از فرار در برابر تجاوزگران |
انفال/15 |
|
12 |
استقامت و اتحاد |
انفال/45و46 |
|
13 |
صبر و همياري |
آلعمران/200 و 139 |
|
14 |
نترسيدن از مرگ |
آلعمران/154،156،171ـ174؛ نساء/77ـ78 |
|
15 |
هوشياري در برابر توطئه دشمنان |
بقره/191و217 |
|
16 |
تسليم دشمن نشدن |
محمد/35؛ بقره/192ـ193؛ انفال/61ـ63؛ مائده/1 |
ارتباط با خدا
|
رديف |
خلق |
مستندات قرآني |
|
1 |
ايمان به خدا و حقايق وحياني |
بقره/177؛ نساء/136 |
|
2 |
دوستي خداوند |
مائده/54؛ بقره/165 |
|
3 |
تسليم مطلق بودن در برابر خدا |
نساء/66 |
|
4 |
تدبر در آيات الهي |
اعراف/204؛ حجرات/2؛ ص/29؛ محمد/24؛ نساء/82 |
|
5 |
شکر نعمتهاي الهي |
نحل/53؛ واقعه/63ـ74؛ قصص/71ـ72؛ زخرف/12ـ14؛ نحل/78 |
|
6 |
رضا به قضاي خداوند |
بقره/155ـ157؛ بقره/214؛ عنکبوت/1ـ3 |
|
7 |
توکل بر خدا |
آلعمران/60؛ توبه؛ زمر/38 |
|
8 |
نا اميد نشدن از رحمت خدا |
يوسف/87؛ حجر/56 |
|
9 |
برحذر بودن از عذاب الهي |
اعراف/97ـ99 |
|
10 |
واگذاري آينده به مشيت خداوند |
کهف/23 |
|
11 |
وفاي به عهد الهي |
توبه/75ـ77 |
|
12 |
پاسخ ندادن به اهانتهاي مشرکان به خدا |
انعام/108 |
|
13 |
ترک همنشيني با استهزاء کنندگان به آيات خدا |
انعام/68؛ نساء/140 |
|
14 |
بسيار سوگند نخوردن به خدا |
بقره/244 |
|
15 |
نگهداري حرمت سوگند خود |
مائده/89 |
|
16 |
ياد هماره خداوند |
احزاب/41؛ حشر/19؛ زخرف/36 |
|
17 |
تسبيح و تکبير خداوند |
احزاب/41ـ42؛ فتح/8ـ9 |
|
18 |
اداي نمازهاي واجب |
نساء/103؛ روم/17ـ18؛ اسراء/78؛ بقره/238؛ اسراء/110 |
|
19 |
انجام حج |
آلعمران/96ـ97؛ بقره/197؛حج/27ـ30و37 |
|
20 |
دعا در حال خوف و رجا |
فرقان؛ اعراف/55ـ56؛ غافر/60 |
|
21 |
توبه به سوي خداوند |
نور/31؛ نساء/110 |
1. فروغي، محمد علي، سير حکمت در اروپا، چاپ اول، تهران، انتشارات کتاب فروشي زوار، 1/18/1384. 1344،1/18.
2. مکارم شيرازي، اخلاق در قران، چاپ سوم، قم، انتشارات نسل جوان، 1381، 1/101.
3. همان.
4. همان، ص101-102.
5. همان، ص103-105.
6. دراز، محمد عبدالله، دستور الاخلاق في القرآن، چاپ اول، بيروت، مؤسسة الرسالة،1393ه، 1973م، ص689-778.